غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
621
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
او را گرفته بكشند و استخوان و دندانش را بفروشند و گوشتش را بخورند و بزرگى دندانهاى آن فيل بمرتبهء رسد كه وزن آن از پنجاه من تا صد من باشد و احيانا به سيصد من نيز رسد . تعاره شهريست در جنوبى مغرب نزديك ببحر محيط از عجايب آنكه تمامى زمين آنموضع شورهزار باشد و آب آن شيرين و خوشگوار و معدن نمك در آن نواحى بسيار است چنانچه كار عامهء تغاره جمع كردن و فروختن نمك بود و تجار از آنجا نمك ببلاد - السودان برند و پادشاه ايشان زنى باشد و اصلا زرع در آن ولايت وقوع نيابد . خضرموت ناحيتى است در يمن در عجايب البلدان مسطور است كه شخصى از خضر موت حكايت كرد كه در آنديار خوشهء گندمى يافتم كه هرگندم از آن برابر بيضهء بود پس نزد پيرى كه بزعم اهالى آنجا پانصد سال از عمرش گذشته بود رفته از حقيقت حال آن گندم سؤال كردم جوابداد كه در اوقات سابقه بواسطهء عدل سلاطين و امانت عمال بزرگى حبوبات به اين مرتبه ميبوده از غرايب آنكه گويند در خضرموت آبيست كه هركس از آن آشامد مخنث گردد . مرباط شهريست در ميان خضرموت و عمان و مردم آنجا بعدم غيرت و حميت اتصاف دارند چنانچه هرشب زنان ايشان از شهر بيرون رفته با هركس كه خواهند خوش برآيند و شوهران مانع نيايند . سباء شهريست كه ميان آن و صنعاء سه روز راه است و بانى آن بلده سباء بن يشجب بن يعرب بن قحطان بن هود است عليه السلام و سباء مشتمل است بر انهار خوشگوار و اشجار ميوهدار چنانچه حق عز اسمه در شأن آن نازل گردانيده است كه ( لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ ) و بعقيدهء صاحب عجايب البلدان مگس و پشه و مار و عقرب و ديگر هوام در آن بلده نباشد . صنعاء دار الملك بلاد يمن است و بعذوبت مأو لطافت هوا اتصاف دارد چنانچه هربيمارى را كه بدانجا نقل كنند باندك زمانى صحت يابد و طعم و بوى گوشت در يك هفته متغير نشود و بانى صنعاء صنعاء بن ازال بن عبير بن عابر است و هو هود النبى عليه - السلام و از غرايب صنعاء قصر غمدان است كه بعضى از تبايعهء يمن آن را بنا كردهاند و يك ركن آنخانه زرد و ديگرى سفيد و ديگرى سرخ و ديگرى سبز بوده است و در عجايب - البلدان مذكور است كه غمدان آنمقدار ارتفاع داشت كه در وقت طلوع آفتاب طول سايهء آن بسه ميل ميرسيد و سقف آنخانه از يكپارهء سنك رخام ترتيب داده بودند و بر هرركنى از اركان اربعهء آن صورت شيرى تصوير كرده و چون باد بر آن خانه وزيدى از آن تمثالها آواز شير مسموع شدى گويند كه عثمان بن عفان رضى اللّه عنه در زمان خلافت خود بهدم قصر غمدان فرمان داد بعضى از اهل كياست با وى گفتند كه بر كتابهء آن قصر اين كلمه